چگونه ایده های خلاقانه برای تولید محتوای باکیفیت پیدا کنیم؟

چرا شما ایده های جالب برای تولید محتوا نیاز دارید؟

به مقاله ایده‌های محتوا خوش آمدید. در آخر این مقاله، یاد می‌گیرید چطور بهترین ایده برای سایت یا شبکه‌های اجتماعی خود پیدا کرده و چگونه آن‌ها را به محتواهای خلاقانه برای حمایت از برنامه بازاریابی محتوای خود تبدیل کنید.

در این مقاله با موضوع “چرا بازاریابان به ایده‌هایی برای محتوا نیاز دارند؟” آشنا می‌شوید.

انسان‌ها همیشه با ایده‌های جدید ظاهر می‌شوند. چه در تختخواب دراز کشیده باشیم، در رفت‌وآمد به محل کار باشیم یا برای ورزش و دویدن به بیرون برویم، ذهن‌های ما ظاهرا استعداد بی‌نهایتی در خلق ایده‌های جدید دارند.

اما همان‌طور که این فرآیند طبیعی و آسان به نظر می‌رسد، زمانی‌که وابسته به شغل‌تان باشد، گاهی نیاز به ترفندهایی هم دارد.

یک بازاریاب محتوا یا هر فرد خلاق مرتبط در این حوزه، هیچ اوقات فراغتی برای روز تعطیل ندارد. ایده‌های محتوا، سوخت کار شما هستند. اتمام سوخت و ابتکارات محتوایی‌تان، شما را از حرکت بازمی‌دارد.

همچنین ممکن است به ایده‌هایی فکر کنید که به آسانی قابل دیدن نیستند. بعضی ایده‌ها انگار از بهشت در ذهن ما افتاده‌اند، در حالیکه بعضی از آنها به‌سختی از ذهن بیرون می‌آیند. این ایده‌ها به‌سختی، به دست آمده و به‌آسانی قابل کنترل نیستند. باید برای آنها بجنگید. البته مزیت‌شان زمانی است ‌که آنها را به جهان معرفی می‌کنید و احساس خیلی بهتری پیدا می‌کنید.

چهار دلیل برای اینکه، چرا بازاریابان حرفه‌ای محتوا به ایده یابی برای تولید محتوا نیاز دارند، وجود دارد:

روزهای شما شلوغ است. وبلاگ پست‌های بسیاری برای نوشتن دارید، وبینارهایی برای ضبط‌کردن و پادکست‌هایی برای ساختن. و ایده‌های محتوایی شما فقط نیاز به خوب‌بودن ندارند، بلکه باید مرتبط با پرسونای خریدار شما و همچنین همگام با استراتژی کلی بازاریابی شما هم باشند.
یک فرآیند تولید محتوا به شما اجازه می‌دهد تا با ایده‌های محتوایی با یک جریانِ پیش‌بینی شده، باکیفیت و مرتبط پیش بروید.
۱
فرآیند تولید محتوا به شما امکان این را می‌دهد، که ایده‌هایی را پیدا کنید که ممکن است خودتان آنها را نساخته باشید. مهم نیست چقدر شما خلاق و خستگی‌ناپذیر هستید، من به شما قول می‌دهم از هم‌فکری و کمک افراد دیگر در طوفان فکری بسیار بهره خواهید برد.
چه همکار شما باشند، چه دوست، فامیل یا حتی رقبای شما. شما می‌توانید از تاثیرات دیدگاه‌های دیگران بهره‌مند شوید.
۲
واقعیت این است که شما چه به زودی یا چه در آینده، ایده‌های محتوایی زیادی نخواهید داشت. در هفته یا ماه‌های اولیه، ایده‌ها؛ مثل زنبوری که به سراغ عسل می‌رود، به سراغ شما می‌آیند. در نهایت، خستگی محتوا ظاهر شده و شما خودتان را در حالی می‌بینید که به ویرایشگر متن خیره شده‌اید و هیچ چیزی برای نوشتن ندارید.
شما ممکن است خلاق باشید اما حرفه‌ای هم هستید. یکی از تفاوت‌های بزرگ میان نویسنده‌های آماتور و حرفه‌ای این است که حرفه‌ای‌ها هیچ زمان خالی برای منتظربودن و الهام‌گرفتن ندارند.
۳
بازایابی محتوا در مقیاسی، نیاز به فرآیندهای اثبات‌شده دارد، تا تیم شما بتواند مسئولیت‌پذیرانه رشد کرده و با تقضاهای بیشتر ادامه دهد.
همچنین کمک می‌کند افراد تازه‌وارد، سریع‌تر رشد کرده و بیشترین تاثیر را بگیرند، که باعث بهینه‌سازی زمان مدیران هم می‌شود. و اگر یکی از نیروهای شما برود یا در دسترس نباشد، باقی افراد تیم، سیستم ثبت‌شده‌ای برای ادامه روند دارند.
۴

ایده‌های تولید محتوا از کجا می‌آیند؟

ایده‌ها از کجا می‌آیند؟ سوال عجیبی است، نه؟ قدیمیان به الهه بانو‌ها باور داشتند، که یکی از آنها به الهه “Muses” (الهه هنر و دانش) معروف بود، مسئول الهامات خلاقانه ما بود. در عصر و دوره ما، بازاریابان محتوا و افراد به خلاقیت بیشتری نیاز دارند. دیگر شما زمان خالی، برای منتظرماندن پاسخ از الهه‌ بانوها را ندارید.

در عوض، “شما به مدیر اجرایی تبلیغاتی مشهوری تبدیل می‌شوید”، جیمز یانگ “James Webb Young”. در سال 1940، آقای یانگ، کتاب کوتاهی با عنوان “یک روش برای خلق هزاران ایده” منتشر کرد که در بین کپی‌رایترها و افراد خلاق هر حوزه‌ای معروف شد.

فلسفه یانگ این است که خلق و تولید ایده، فقط با منتظرماندن برای الهام‌گرفتن اتفاق نمی‌افتد. بلکه این یک فرآیند است. اگر شما بتوانید این فرآیند را درک کنید، سپس می‌توانید ایده‌های بهتری بسازید و بازاریاب محتوای بهتری شوید.

یانگ با این گزاره شروع می‌کند: ” ایده چیزی بیشتر یا کمتر از ترکیب عناصر قدیمی نیست.”

به همین دلیل است که تولیدکننده‌های هالیوود، فیلم‌هایی مانند “ملاقات نهنگ با دایناسور” را می‌سازند، یا کارآفرینان، استارتاپ‌شان را مثل “اوبر” اما به جای تاکسی، به گرفتنِ پرستار سگ شرح می‌دهند. تمامی ایده‌ها متفاوت ساخته شده‌اند، گاهی اصلا قبلا وجود نداشته‌اند و از عناصری برای کشف ایده تولید محتوا استفاده کرده‌اند.

امروزه، یانگ تنها کسی نیست که به این نتیجه رسیده است. دانشمندان و افراد خلاق دیگری هم، این نظر را داشته‌اند. چیزی که چشم‌انداز آنها را متفاوت می‌کند، این است که چه مقدار در بیان ایده‌پردازی‌شان روشن و واضح بوده‌اند.

او این فرآیند را در چهار مرحله تقسیم کرده است:

  • 1. جمع‌آوری مواد اولیه
  • 2. هضم مواد اولیه
  • 3. پردازش ناخودآگاه
  • 4. لحظه طلاییِ یافتن

خب برویم در هر کدام عمیق‌تر شویم. جمع‌آوری مواد اولیه:

بازاریابان محتوای حرفه‌ای‌، محتواها را از مکان‌های مختلفی پیدا کرده و می‌خوانند. آنها بی‌نهایت کنجکاو و مسحورِ طیف گسترده‌ای از موضوعات جذاب برای مردم هستند.

تمامی این‌ها مواد اولیه را می‌سازد: “تمامی حقایق، مفهوم‌ها و داستان‌هایی که در ذهن شما مثل یک انیمیشن در جریان هستد.”

بنابراین در این کار جدی باشید. هرچقدر می‌توانید مطالعه کنید، از هرکجا که می‌توانید. اشتهایتان را برای محتوا زیاد و آن را مرتب مصرف کنید؛ خوب، بد، قدیمی، جدید، معروف، تخصصی. و نه تنها درباره بازاریابی محتوا، بلکه درباره تاریخ، شعر یا مجله علمی، در اسنپ‌چت و وبلاگ‌های صنعتی مطالعه کنید. بگذارید همه‌ی اینها ذهن شما را اشباع کنند. از نتیجه‌ای که خواهید داشت، شگفت‌زده خواهید شد.

همچنین به این قضیه کمک می‌کند که یک مخزن برای تمامی ایده‌ها داشته باشید. در متد مدرسه‌ای، از یک فایل حقیقی که مقالات و روزنامه‌ها در آن نگهداری می‌شد استفاده می‌کردند. اما در عصر دیجیتال، می‌توان از ابزارهایی مثل: گوگل، فایل پرونده‌ها، نرم‌افزار اورنوت، بوک‌مارک‌ها یا هر پلتفرمی که بهترین نتیجه را برای شما دارد، استفاده کنید.

در مرحله دوم، شما قرار است که محتوا را هضم کنید. هدف این است ایده‌های متفاوت را کنار هم بگذارید و ببینید چقدر باهم تناسب دارند. شما به دنبال ارتباط و ترکیب هستید. ایده‌ها را به شیوه‌ای جالب و قانع‌کننده ترکیب کنید.

به این مرحله به عنوان هضم محتوا نگاه کنید. شما می‌خواهید ایده‌ها را بالا و پایین کرده و از زوایای ممکن بررسی کنید.

در مرحله سوم، شما از پردازش ناخودآگاه استفاده می‌کنید. تلاش برای ترکیب ایده‌ها را متوقف کنید. همه‌چیز را رها و کار دیگری را انجام دهید، مثل گوش‌کردن به موسیقی، دویدن یا تماشای یک فیلم. هرچیزی که ذهن شما را از فرآیند دور کند. اجازه بدهید، ضمیر ناخودآگاه‌تان کنترل کند. گاهی‌اوقات باید اجازه دهید ذهن‌تان استراحت و خودش برنامه‌ریزی کند. حتی زمانی‌که شما درباره یک مشکل فکر نمی‌کنید، ذهن شما اطلاعات را پردازش کرده و ارتباطات را می‌سازد. به آن قدرت نفوذ دهید.

و سپس شما مرحله چهارم و آخر را در پیش‌ دارید: لحظه طلاییِ یافتن.

ناگهان به ظاهر نامرتبط، یک ایده تولید محتوا به ذهن شما می‌رسد. همان‌طور که یانگ گفت:” زمانی‌که انتظارش را نداری به سراغت میاد” ممکن است دارید مسواک می‌زنید یا در حال پیاده‌روی هستید، و یک‌دفعه یک ایده‌ی جالب و کامل به ذهن شما می‌رسد. زمانی‌که این اتفاق افتاد، حتما آن را یادداشت کنید. میلیون‌ها ایده، توسط افرادی که فکر می‌کردند آنها را به خاطر می‌سپارند، به فراموشی سپرده شدند.

این فرآیند چیز جدید یا اتفاق خیلی وحشتناک و عظیمی نیست. روندی است که همه‌ی ما برای ایده‌های جدید می‌توانیم استفاده کنیم. اما مثل افراد خلاق، مهم است که آگاه باشید در کدام مرحله هستید و چگونه می‌توانید روی آن مرحله تمرین کرده و پیشرف کنید.

مخصوصا جمع‌آوری مواد خام اولیه بسیار مهم است. کنجکاوی و اراده برای عمل، پیش‌نیاز مفیدی برای بازاریابان محتواست. شما باید قادر و مشتاق به خواندن سیری‌ناپذیرانه و استفاده از محتواها در هر جایی باشید.

اکنون که ما شکل‌گرفتن ایده‌ها را بررسی کردیم، برویم به روش‌های خاص برای کشف ایده تولید محتوا در جهت اقدامات بازاریابی محتوایی‌تان نگاهی بیاندازیم.

چگونه ایده تولید محتوا کشف کنید؟

خب، اکنون شما فرآیند ایده‌پردازی را فهمیدید، برویم در بعضی روش‌های کشف ایده محتوایی که باعث سوخت‌رسانی به سیستم بازاریابی محتوای شما می‌شود عمیق‌تر شویم.

دو روش متفاوت برای تولید ایده‌های محتوایی وجود دارد: 1. توسط خودتان   2. توسط تیم.

هرکدام را آزمایش کنید تا هرچه زودتر با فرایندهایی که با نیازهای شما منطبق است روبرو شوید.
بیایید با خلق ایده تولید محتوا توسط خودتان شروع کنیم.

چهار نکته وجود دارد که باید برای کشف ایده برای تولید محتوا توسط خودتان  آنها را به ذهن بسپارید:

عادت‌های مطالعه‌ای پرسونای خریدار شما چگونه است؟
۱
رقبای شما چه کار می‌کنند؟
۲
افراد در بلاگ‌ها مثل بلاگ "Quora"، بیشتر درباره چه موضوعاتی صحبت می‌کنند؟
۳
شما از بهینه‌سازی موتورهای جستجوی‌تان چه چیزی یاد می‎گیرید؟
۴

عادت مطالعه‌ای پرسونای خریدار شما چیست؟

خودتان را جای خوانندگان بگذارید. با آنها همدلی کنید. چالش‌ها و نقاط درد آنها کجاست؟ چه چیزی در اینترنت مطالعه کرده و می‌آموزند؟ وبسایت یا وبلاگی وجود دارد که آنها دائما آن را بازدید کنند؟

اگر امکان‌پذیر است، با چند نفر از بهترین مشتریان‌تان به‌وسیله تلفن یا ایمیل مصاحبه کنید و درباره عادت‌های مطالعه و خواندن‌شان بپرسید. شما حتی می‌توانید، سوالی را در فرم‌تان بگنجانید که بازدیدکنندگان شما را به یک نتیجه هدایت کند.

زمانی که لیستی از وبسایت‌ها و وبلاگ‌ها بدست آوردید، از ابزاری مثل “Buzzsumo”، جهت فهمیدن اینکه کدام محتوا بهترین عملکرد و درگیری را در شبکه‌های اجتماعی دارد استفاده کنید. کافی‌ست دامنه را تایپ کنید، سپس لیستی از آدرس‌هایی را می‌گیرید که بهترین عملکرد را در کانال‌های شبکه اجتماعی‌شان داشته‌اند.

برای مثال، فرض کنیم شما برای بنگاه مسکنی در بوستون می‌نویسید. در “Buzzsumo” تایپ کنید “بنگاه مسکن بوستون” و برترین نتایج را ببینید. شما پست‌هایی درباره اینکه چقدر می‌ارزد نزدیک ایستگاه‌های MBTA بوستون زندگی کنید را پیدا می‌کنید، افزایش قیمت بنگاه مسکن برای محیط و چیزهایی که برای بدست‌آوردن یک آپارتمان معمولی نیاز دارید. از یک جستجوی ساده، درباره بیشترین پست‌های شبکه‌های‌ اجتماعی، مثلا درباره بنگاه مسکن در بوستون، که مورد بحث است، مطلع می‌شوید. همچنین می‌توانید ایده‌های زیادی برای سوخت‌رسانی به سیستم بازاریابی محتوایتان پیدا کنید.

طبعا می‌توانید به بلاگ رفته و درباره پست‌های معروف دیگر هم جستجو کنید.

رقبایتان چه کاری انجام می‌دهند؟

برای کشفِ بهترین ایده برای موضوع سایت ترفند دیگری هم وجود دارد، مخصوصا زمانی‌که درباره عادت‌های مطالعه‌ای پرسونای‌تان نامطمئن هستید؛ و آن زیر نظرداشتن سیستم بازاریابی محتوای رقبای‌تان است. اگر مخاطبانِ هدف تقریبا مشابهی دارید، به نظر می‌رسد محتوایی که بر پلتفرم آنها خوب عمل می‌کند، برای چشم‌اندازهای شما هم همین‌طور باشد. بنابراین نگاه کنید آنها چه چیزی تولید می‌کنند و چه کاری می‌کنند. مجدد، از “Buzzsumo” برای بررسی سریع وبسایت‌شان و نحوه عملکردشان استفاده کنید.

افراد در بلاگ "Quora" درباره چه چیزی صحبت می‌کنند؟

گاهی اوقات ممکن است، متوجه نشوید مخاطبان‌تان بیشتر در چه جاهایی سپری می‌کنند. مشکلی نیست! یکی دیگر از راه‌هایی که برای تولید ایده‌های محتوا استفاده می‌شود، شروع با مجموعه‌ای از کلمات کلیدی، مثل صنعت یا حرفه است.

به عنوان مثال، بیایید فرض کنیم مخاطبانِ هدف‌تان، نمایندگان توسعه کسب‌وکارها هستند. خب به “Quora” بروید؛ یک سایت معروف برای سوال‌وجواب، که هرکسی می‌تواند سوال پرسیده و پاسخش را دریافت کند. با اینکه هرکسی می‌تواند شرکت کند، ناظران، کارشان را به خوبی برای کاهش شلوغی و افزایش کیفیت انجام می‌دهند.

بعد از جستجو برای “نمایندگان توسعه کسب‌وکار”، “Quora” پرسش‌های بسیاری را که شامل کلمه‌ی کلیدی باشد، برای شما لیست می‌کند، مثل: “برخی از اقدامات خوب و بد برای پاداش به نمایندگان توسعه کسب‌وکار چه هستند؟”

حتی بدون نگاه‌کردن به پاسخ‌ها، این روش بینشِ ارزشمندی به چالش‌های رایج و پرسش‌های افراد در این زمینه می‌دهد. جالب نیست؟

شما از اقدامات سئو یا بهینه‌سازی موتورهای جستجویتان، چه چیزی می‌توانید یاد بگیرید؟

ابزارها و تکنیک‌های متعددی، برای بهینه‌سازی موتورهای جستجو وجود دارند، که می‌توانند به تولید ایده‌های محتوایی کمک کنند. یکی از ابزارها؛ سرچ کنسول گوگل (یا معروف به گوگل وبمستر) است.

با فرض تایید با دامنه شما، شما می‌توانید ببینید که کدام درخواست‌ها، بیشتر در گوگل تایپ شده تا سایت شما را پیدا کنند. همچنین موضوعاتی که بیشترین امتیاز را دارند، حتی اگر در صفحه اول نباشند هم قابل مشاهده است و این فوق‌العاده باارزش است؛ چراکه شما جستجوهای واقعی افراد را که دائما تایپ می‌کنند پیدا می‌کنید. با این شیوه می‌توانید موضوع جالب برای تولید محتوا در سایت یا شبکه‌های اجتماعی خود پیدا کنید.

دو راه سریع دیگر در گوگل، زمانی‌ست که وقتی تایپ می‌کنید، به صورت خودکار پر شده یا همچنین بر اساس جستجوی شما، جستجوهای مرتبط را پیشنهاد می‌دهد.

اتوکامپلیت در گوگول یا پیشنهاد خودکار زمانی است که گوگل، جستجویی را بر اساس چیزی که تایپ می‌کنید، پیشنهاد می‌دهد. این پیش‌بینی‌های جستجو، ممکن است ایده‌های تازه‌ای را کشف کنند که شما قبلا کشف نکرده بودید. فرض بگیریم شما دنبال ایده برای تولید محتوا در اینستاگرام با موضوع “تعطیلات” هستید. خب! تایپ کنید “بهترین تعطیلات”، و گوگل به صورت خودکار آن را تکمیل می‌کند؛ مثل “بهترین مکان‌های تعطیلات” یا “بهترین بخش تعطیلات”

جستجوهای مرتبط هم، در زیر صفحه‌ی جستجو نشان‌داده شده و پیشنهادات اضافی دیگری را معرفی می‌کند. برای مثال، تایپ کنید “آیا بستر گربه سمی است؟” گوگل جستجوهای مرتبط را نشان می‌دهد؛ “آیا بستر گربه برای انسان‌ها سمی است؟” یا حتی، “آیا بستر گربه قابلیت تجزیه دارد؟”

همان‌طور که می‌بینید، روش‌های بسیاری برای خلق ایده تولید محتوا توسط شما وجود دارد. اما در مورد ایده‌گرفتن توسط تیم چطور است؟

اول، می‌توانید میزبان طوفان فکری در یک شرکت باشید.

طوفان فکری می‌تواند یک روش موثر و با بهره‌وری بالا، برای خلق ایده‌های تازه و خلاقانه باشد. با دعوت‌کردن افرادی که روزشان را صرف فکرکردن درباره محتوا نمی‌کنند، می‌توانید ایده‌های جدیدتری از چشم‌اندازهای متفاوت داشته باشید.

صدها روش، برای شکل‌دادن و میزبانی یک طوفان فکری وجود دارد. برای کمک به شروع، اقدامات عالی که اکثر طوفان فکری‌های موفق، به صورت مشترک انجام داده‌اند را ببینیم.

اول، فردی را برای نظارت و تنظیم صورتجلسه مشخص کنید. موارد صورت‌جلسه می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • مشکلی که سعی داریم حل کنیم چیست؟
  • چه مدت زمانی جلسه طول می‌کشد؟
  • قوانین درگیری مخاطبان
  • و ....

طوفان فکری می‌تواند سریعا به سمت عدم بهره‌وری پیش برود، در صورتی‌که نظارت مستقیمی روی آن نباشد. مطمئن باشید کسی مدیر جلسه بوده و باقی افراد از قوانین و راهنمایی‌ او استفاده کنند.

سپس، فضایی راحت را برای اشتراک ایده‌های افراد فراهم کنید. اینکه از همکاران، مرتب سوال بپرسید که ایده‌های جدید بدهند زیاد جالب نیست، مخصوصا افرادی که قبلا عادت به این مباحث نداشته‌اند. افراد به‌راحتی هوشیار می‌شوند، بنابر این از روش یخ‌شکن استفاده کنید.

برای مثال، از طریق یک بازیِ ارتباطی کلمات ساده شروع کنید. اولین فرد یک کلمه می‌گوید، مثلا “سیب‌زمینی”، سپس نفر بعدی کلمه دیگری گفته، مثل “سرخ کرده” یا “پنیر” و این روند تا زمانی‌که کلمه‌ی اول دوباره تکرار یا مقدار مشخصی زمان سپری شود، ادامه پیدا می‌کند. خیلی حیرت‌آور است که افراد چگونه ارتباط می‌گیرند. این یک راه عالی برای به‌دست‌آوردن آبشار خلاقیت در تولید محتوا شماست.

سپس، از اهرم تخلیه ذهن استفاده کنید. تخلیه ذهن، یک دوره زمان بی‌وقفه، معمولا در حدود 2 الی 3 دقیقه است، که شما تمامی ایده‌هایی که به ذهن‌تان می‌آید را بیان می‌کنید. هدف تعداد است نه کیفیت.

به پاسخ‌های‌تان بیش ‌از اندازه فکر نکنید، یا درباره خوب یا بدبودن‌شان قضاوت نکنید. فقط آنها را سریعا به کاغذ منتقل کنید.

برای مثال، اگر شما برای یک کارخانه‌ی “تهویه مطبوع” تولید محتوا می‌کنید، شما می‌توانید یک تخلیه ذهنی، درباره تمام موضوعاتی که درباره گرمای خانه یا تهویه هوا، به ذهن‌تان می‌رسد را انجام دهید. پیشنهادات ممکن است شامل “نکاتی برای خنک نگه‌داشتن خانه در تابستان”، یا “راه‌های دوست‌دار محیط‌زیست برای گرم نگه‌داشتن پارکینگ” باشد.

توجه داشته باشید، این تمرین معمولا زمانی بهترین جواب را می‌دهد، که یا از افراد حرفه‌ای استفاده کنید یا افرادی که درباره موضوع هیچ اطلاعی ندارند.

همچنین، از برگه‌های یادداشت، وایت‌برد و دیگر وسایل کمک بصری برای کمک به ایده‌ها استفاده کنید.

برگه‌های یادداشت معمولا موثرتر هستند، چراکه قابل دسته‌بندی با عنوان، ترندهای مشخص و تم‌های رایج هستند. سعی کنید برای داشتن فرآیند شفاف، همه ایده‌ها را بیان کنید. شما باید سعی کنید تجربه خوشایندی بسازید که افراد در آینده میل به شرکت دوباره داشته باشند.

بهتر است بدانید محدودیت‌ها، خلاقیت را به وجود می‌آورند. بنابراین زمان‌بندی‌های سخت‌گیرانه‌ای وضع کنید، هم برای مدت زمان جلسه (که بهتر است بیشتر از یک ساعت نباشد) و هم تخلیه ذهنی.

شما می‌توانید به افراد در موارد خاص، زمانی که مدت‌شان به اتمام می‌رسد، اجازه دهید ایده‌های واقعا خوب‌شان را ضبط کنند.

نهایتا، به خاطر داشته باشید هدف اصلی طوفان فکری، تولید ایده‌های جدی و غیرقابل‌انتظار است. ممکن است زمانی برای اصلاح یا نقد ایده‌ها، وجود نداشته باشد. بنابراین، اگر همه شما ایده‌پردازی کرده‌اید یا ایده‌های بسیاری برای گسترش دارید، همان کافی‌ست.

خب نوبت شماست. اکنون شما فرآیندی برای تولیده ایده‌های محتوایی دارید.

تمرین‌هایی برای ایده پردازی در تولید محتوا

چرا شما به فرآیندی برای تولید ایده‌های محتوا نیاز دارید؟

یک فرآیند تولید محتوا به شما اجازه می‌دهد که با یک جریان قابل پیش‌بینی از ایده‌های محتواییِ اصل، باکیفیت و مرتبط به‌‌پیش بروید.

چهار نکته وجود دارد که باید در زمان ایده‌پردازی محتوا، آنها را به خاطر داشته باشید:
  • 1. عادت‌های مطالعه‌ای پرسونای خریدار شما چیست؟
  • 2. رقبای شما چه‌کار می‌کنند؟
  • 3. مردم درباره چه چیزهایی بیشتر سوال و جواب می‌کنند، مثلا در سایت "Quora"؟
  • 4. از اقدامات بهینه‌سازی موتورهای جستجوی‌تان چه مواردی بدست می‌آورید؟

بریم سراغ تمرین برای کشف ایده تولید محتوا؛

موارد بالا را به خاطر بسپارید، یک لیست 5 تایی از ایده‌هایی که برای محتوا دارید بسازید، در هر فرمتی مانند: بلاگ، راهنما، کتاب الکترونیکی، اینفوگرافیک و…)، هر ایده تولید محتوایی باید یا آموزشی بوده یا جنبه اطلاع‌رسانی درباره صنعتِ شما داشته باشه، نه برند شما. اکثر مردم نمی‌دانند هنوز شما چه کسی هستید، بنابراین باید آنها را با محتوای ارزشمند پیشروی خود، جذب‌شان کنید.